دوشنبه شب در برخی گروه های تلگرامی، خبری دردناک دست به دست شد. خبر این بود:«دختر 11 ساله کامیارانی، به خاطر اصرار مادربزرگش برای ازدواج اجباری با یک مرد 25 ساله دارای معلولیت ذهنی و جسمی، خودش را حلق آویز کرد.» پس از آن رسانه های محلی گزارش دادند ظهر شنبه 9 مرداد 1395، دختر 11 ساله ای در شهرستان کامیاران در تپه پیرمحمد، با پاره کردن چادر مادربزرگش و حلق آویز کردن خود از لوله گاز، به زندگی اش پایان داد. با به پایین رسیدن سطح هوشیاری دختر 11 ساله به پایین ترین حد ممکن، صبح دوشنبه 11 مرداد در بیمارستان بعثت سنندج، فوت کرد.
در این میان، عکسی بزک شده از دخترک نیز پای خبر خودکشی دیده می شد. تصویری که او را در لباس نوعروسانِ آن مناطق نشان می داد. هنوز نام و نشانش معلوم نیست؛ برخی می گویند اسمش هستی است اما یکی از اهالی کامیاران، می گوید:اسمش را دقیقا نمی دانم. خانواده اش به شدت سنتی اند و حتی اعلامیه برایش چاپ نکرده اند، برای همین نمی دانیم اسم و فامیلش همین است که شنیده ایم یا نه!
یکی از منابع محلی که خودش وکیل دادگستری است، درباره اتفاقی که برای این دختربچه رخ داده با تأکید بر این نکته که دخترک دقیقا 11 ساله بوده است، می گوید:شب یکشنبه (10 مرداد) بود که خبر در سطح شهر پیچید. اولش در همین حد خبردار شدیم که دختر 11 ساله ای، به خاطر ازدواج اجباری، خودش را حلق آویز کرده اما بعد که جست وجو کردیم متوجه شدیم اهل منطقه تپه پیرمحمد بوده و قرار بود تا هفته آینده به خانه شوهر برود؛ اما شب یکشنبه خودش را حلق آویز می کند و صبح در بیمارستان بعثت سنندج، فوتش اعلام می شود. گویا دخترک چندی قبل به عقد مردی درآمده بود که دچار معلولیت ذهنی و جسمی بوده و صرفا به اصرار مادربزرگش، تن به این ازدواج اجباری داده بود.
او می گوید:اینجا گاهی از این دست ازدواج ها در روستاها اتفاق می افتد. حتی با سنین پایین تر؛ اما چون عقدکردن اینها به عهده ماموستاهای(روحانیان معتمد) محلی است و در دفترخانه ای ثبت نمی شود و تنها در برگه ای به دست همان عاقد نوشته می شود؛ به همین دلیل، چون جایی ثبت نمی شود، اطلاع دقیقی از آمار ازدواج ها در سنین پایین نداریم؛ اما می توانم بگویم این اولین مورد خودکشی کودکان در این منطقه است که به خاطر ازدواج اجباری رخ داده است.
به گفته او، ازدواج هایی از این دست که عمدتا در برخی از روستاهای مناطق غربی کشور، مثل کردستان و کرمانشاه، رخ می دهد معمولا پس از سن قانونی در دفاتر رسمی ثبت می شوند و تا آن زمان ممکن است برخی دختران 9تا 13 ساله به اجبار یا آگاهانه به خانه شوهر بروند.
به گفته او از 235 پرونده ای که به اورژانس اجتماعی ارجاع شده، شاید 30 تا 40 مورد به سازش انجامیده اما 200 مورد دیگر هنوز به نتیجه نرسیده است. برخی گزارش ها نشان می دهد، آمار خودکشی در استان هایی چون کردستان، کرمانشاه و ایلام بیشتر از سایر نقاط کشور است. با این همه، این آمار منحصر به خودکشی کودکان نمی شود و آمار کلی خودکشی را در بر می گیرد.
اگرچه برخی جامعه شناسان در سال های گذشته با تحلیل های آماری نشان دادند که به دلیل کاهش ازدواج اجباری، تعداد خودکشی ها در بین زنان کاهش پیدا کرده اما از آن جهت که این مسئله امری نسبی است، می تواند با توجه به محیط زندگی افراد دچار شدت و ضعف هایی شود. اگر به صورت شفاف، آمار د ر اختیار جامعه و پژوهشگران قرار گیرد از یک سو آن آسیب و پد ید ه اجتماعی، بهتر و دقیق تر شناخته خواهد شد و از سوی د یگر از میزان تأثیرگذاری رسانه های خارجی هم کاسته می شود و به جای اینکه مرد م برای تحلیل آسیب ها به رسانه های خارجی مراجعه کنند د ر رسانه های د اخلی به د نبال شناخت بیشتر آسیب های اجتماعی می روند ؛ د رنتیجه، امکان سوءاستفاد ه نیز کاهش می یابد .
یک روانشناس و مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودک، درباره این خبر می گوید:در مورد تکرار بعضی از انواع خودکشی در مناطقی از کشور، به صورت معنی دار با نگرش روانشناسی اجتماعی می توانیم اظهار نظر کنیم. به این معنی که با توجه به ارتباط این خودکشی ها با بعضی موارد از جمله ازدواج اجباری، فردی که اقدام به خودکشی می کند، در واقع به دنبال اعلام زنگ خطر به ساختار اجتماعی حاکم است و در این مورد به ما هشدار می دهد که باید به فکر کودکان در معرض ازدواج اجباری باشیم.
او ادامه می دهد:وقتی انتظاری که یک انسان (چه کوچک یا بزرگ) از زندگی برای خودش دارد با آنچه برای او اتفاق می افتد، خیلی فاصله داشته باشد او را در وضعیتی قرار می دهد که خشونت به خودش را جایز می شمارد و این مسئله در نهایت او را متقاعد به خودکشی می کند.
در واقع کسی که دست به خودکشی می زند، فاصله تحمیل شده به زندگی اش را نمی تواند بپذیرد و برایش قابل تصور و تخیل هم نیست؛ به ویژه درمورد ازدواج که امری جدی در زندگی هر انسانی است.
برچسب:
نویسنده: عکاس شهر