انتخاب خواستگار را به عهده خدا گذاشتم! | بلاگ

انتخاب خواستگار را به عهده خدا گذاشتم!

ساخت وبلاگ
من زیاد خواستگار دارم ،از طرف خانوادم تحت فشارم که باید یکیشونو انتخاب کنم ولی من به همشون جواب رد میدم چون شرایطی که من میخوام رو ندارن (شرایطی که من میخوام اول مومن بودن هست).
دیگه خسته شده بودم از این وضع گفتم خدا خودت برام انتخاب کن و به خدا گفتم که هر کس تو این ماه برام خواستگار بیاد یعنی خودت برام انتخاب کردی و باهاش ازدواج میکنم تا اینکه یکی از دوستام بهم زنگ زد گفت یکی از از آشناهاشون منو دیده و پسندیده وقتی من در مورد اون آقا از دوستم پرسیدم گفت که یک بار اون آقا ازدواج کرده و از زنش طلاق گرفته چون زنش خوب نبود گفتم با خانواده ام مشورت میکنم بهت یه جواب میدم،چون من با خدا عهد بسته بودم جواب منفی ندادم وقتی با خانوادم حرف زدم مخالفت کردن راستش خودم هم زیاد راضی نیستم ولی به خاطر عهدی که با خدا بستم دودلم. وقتی دومین بار دوستمو دیدم بهش گفتم که خانوادم راضی نیستن واونم گفت تو بیا ببینش شاید به دلت نشست گفت خیلی آدم خوبیه وقتی به خانوادم گفتم که برم بیرون ببینمش بازم مخالفت کردن خانواده به خاطر ازدواج کردنش مخالف هستن راستش خودم هم زیاد راضی نیستم ولی میترسم که دیگه برام خواستگار نیاد چون این بار از خدا خواسته بودم میترسم که خدا قهرش بگیره .من چیکار کنم دوستم ازم جواب خواسته که برم ببینمش من بهش چی بگم ؟خواهش میکنم راهنماییم کنید.
عکس کده...
ما را در سایت عکس کده دنبال می کنید

نویسنده : عکاس شهر بازدید : 56 تاريخ : شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:32