اعتماد به خدا قبل از ازدواج

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

با نام و یاد دوست


سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:


نقل قول:


سلام
خسته نباشید
:Ghamgin::Mohabbat:
راستشو بخواید ۲ هفته ای هست مادرم یه دختره رو دیده البته خودم هم دیدمش البته نه این که باهاش حرف بزنم همین طوری همسایه خواهرم میگه بیا بریم خواستگاری نه این که دلم نباشه ها ولی مخالفت میکنم البته دلایل زیر دل منو سرد میکنه:

1:من تا حالا به خدا اعتماد, نکردم البته کردم ولی دل منو خیلی شکسته اصلا شانس ندارم هر وقت بهش توکل کردم همون اولش زده زیرش نمیدونم چه کار کنم
2:تا حالا که ۲۳ سالمه اصلا به فکر ازدواج, نیفتادم البته به خاطر مسایل مالی و خانوادگی
3:میترسم مسخرم کنن به دلیل این که تا حالا چنین رفتاری رو نداشتم
4:میترسم خانواده دختره نه بگن چون یک تومن هم ندارم کلا زندگیم رو به خوشی گذروندم پولام خرج کردم البته نه در راه خلاف در راه گوشی کامپیوتر و .. خریدم
5:میترسم خیلی خیلی میترسم میترسم خوشبخت نشم یا دختر مردم رو خشبخت نکنم
6:وقعیت اقتصادی خراب کشور
7:دختره ۱۵ سالش
:help::please:

البته این رو هم بگم ها دلم خیلی هست دیگه از این همه تنهایی خسته شدم پدرم مادرم مریضن نمیدونم چه کار کنم شغل من اسکلت ساختمان به خاطر این وضعیت چند بار خواستم خودم رو از بالای اسکلت بندازم پایین ولی فقط فقط از خدا ترسیدم نه چیز دیگه ای خلاصه خواستم بگم نمیدونم چه کار کنم
البته نمیگم کمکم کنید تا بهترین تصمیم رو بگیرم این رو هم بگم موقعیت من خیلی با شما فرق داره چون حتی ۱ تومن هم ندارم



با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید
...
نویسنده : عکاس شهر بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 11:33

close
تبلیغات در اینترنت